تبلیغات
داستان های کوتاه جذاب و خواندنی - داستان کوتاه مردی که در اتاقش را قفل می کرد
 
داستان های کوتاه جذاب و خواندنی
داستان های کوتاه جذاب ، خواندنی، طنز ، پند آموز
درباره وبلاگ


مجموعه داستان های کوتاه جذاب و خواندنی،داستان های کوتاه جذاب ، خواندنی، طنز ، پند آموز، عاشقانه

مدیر وبلاگ : میعادگاه
مطالب اخیر
نظرسنجی
چه نوع داستانی بیشتر دوست دارید ؟






می گویند که ایاز غلام سلطان محمد غزنوی ، در آغاز چوپان بود و با گذشت زمان ، در دربار پادشاه صاحب منصب شد. او اتاقی داشت که هر روز صبح به آن سر می زد و وقت خروج بر در اتاق قفلی محکم می زد تا این که درباری ها گمان کردند ایاز گنجی در اتاق پنهان کرده است و موضوع را از سر حسادت به گوش شاه رساندند .


پادشاه دستور داد وقتی غلام در اتاقش نیست در را باز کنند و گنج نهان را به محضر شاه بیاورند. به این ترتیب 30 نفر از بدخواهان به اتاق ایاز ریختند و قفل را شکستند و هرچه گشتند چیزی نیافتند جز یک چارق کهنه و یک دست لباس مندرس که به دیوار آویخته شده بود.به این ترتیب دست خالی پیش شاه برگشتند و آنوقت سلطان به خنده افتاد که « ایاز مردی درستکار است . آن لباس های مندرس مربوط به دوره چوپانی اوست و آنها در اتاقش آویخته است تا روزگار فقر و سختی اش را به یاد داشته باشد و به رفاه امروزش غره نشود.




نوع مطلب : داستان کوتاه، داستان عجیب اما واقعی، 
برچسب ها : دزفول، داستان واقعی، داستان کوتاه، ماجرای شنیدنی، داستان آموزنده، داستان نویسی، سایت داستان،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 3 خرداد 1396 07:19 ب.ظ
Having read this I believed it was rather enlightening. I appreciate you finding the
time and effort to put this information together.
I once again find myself personally spending a significant amount of time both reading and commenting.

But so what, it was still worthwhile!
دوشنبه 1 خرداد 1396 11:13 ب.ظ
An outstanding share! I have just forwarded this onto
a co-worker who had been conducting a little homework on this.

And he actually bought me breakfast due to the fact that
I discovered it for him... lol. So allow me to reword this....
Thank YOU for the meal!! But yeah, thanx for spending the time to discuss this topic
here on your site.
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 06:52 ب.ظ
I've learn several excellent stuff here.

Definitely value bookmarking for revisiting. I surprise how so much effort you set
to create such a wonderful informative site.
جمعه 25 فروردین 1396 07:22 ب.ظ
I was wondering if you ever considered changing the structure of
your blog? Its very well written; I love what youve got to say.
But maybe you could a little more in the way of content so people could connect with it better.
Youve got an awful lot of text for only having one or two
pictures. Maybe you could space it out better?
جمعه 25 فروردین 1396 02:22 ب.ظ
Thanks for ones marvelous posting! I actually enjoyed reading
it, you could be a great author.I will make sure
to bookmark your blog and will eventually come back in the future.
I want to encourage one to continue your great work, have a nice
morning!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 07:21 ق.ظ
Highly energetic post, I enjoyed that bit. Will there be a
part 2?
شنبه 19 فروردین 1396 01:43 ب.ظ
Appreciating the hard work you put into your blog and in depth information you offer.
It's nice to come across a blog every once in a while that isn't
the same unwanted rehashed material. Excellent read!
I've saved your site and I'm adding your RSS feeds to my Google account.
جمعه 18 فروردین 1396 02:29 ب.ظ
That is a good tip particularly to those new to
the blogosphere. Simple but very accurate info…
Thanks for sharing this one. A must read article!
شنبه 12 فروردین 1396 08:16 ب.ظ
WWW.SITA23.LXB.IR
شنبه 12 فروردین 1396 08:15 ب.ظ
سلام وبلاگ جالبی دارین خوشحال میشم تبادل لینک داشته باشیم
شنبه 12 فروردین 1396 01:28 ق.ظ
I would like to thank you for the efforts you have put
in writing this blog. I really hope to check out the same high-grade blog posts from you later on as well.
In fact, your creative writing abilities has encouraged
me to get my own website now ;)
پنجشنبه 10 فروردین 1396 03:47 ب.ظ
Hello! Do you know if they make any plugins to safeguard against hackers?
I'm kinda paranoid about losing everything I've worked
hard on. Any suggestions?
جمعه 4 فروردین 1396 11:50 ب.ظ
خیلی جالب نبود ولی نتیجه داشت
یکشنبه 8 اسفند 1395 06:29 ب.ظ
عالی بودبرای افرادی که تابه جایی میرسند ومقام وپول دستشون می یادخودشون راگم نکنند.
سه شنبه 3 اسفند 1395 11:04 ب.ظ
خیلی خوب❤
سه شنبه 3 اسفند 1395 08:21 ب.ظ
داستانتون توی کاب های راهنمایی بود و درضمن چوپان نبوده.پینه دوز بوده و اون اتاق داخل شهر قرار داشته
دوشنبه 27 دی 1395 12:26 ب.ظ
خیلی اموزنده,بعضیها گذشته خودشون روفراموش کردن
پنجشنبه 23 دی 1395 05:09 ب.ظ
عالی بود دوست خوبم
ای کاش ما هم از این ها درس میگرفتیم
یکشنبه 19 دی 1395 11:57 ب.ظ
خیلی خوب بودو هم بسیار آموزنده
پنجشنبه 9 دی 1395 09:14 ب.ظ
خیلی خوش آیند بود.
پنجشنبه 9 دی 1395 09:12 ب.ظ
سلام این قصه واقعآ جالب و آموزنده بود خیلی خوشم آمد ....تشکر از شما
یکشنبه 28 آذر 1395 07:47 ب.ظ
خیلی خوب بود.ممنون دوستان.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه